راز حرم علمدار کربلا
شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا می گوید:قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لولهکشی نبود این آب مرتب میجوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج میشد ، مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم میآمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده میکردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود. یک فرد از خدا بیخبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، میخواهم آزمایش کنم این آب از کجا میآید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیاء نشد.بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشمهای کور شده را شفا میداد .از ۵۰ سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد میشود. اگر آب به مدت ۱۰ روز در یک جا بماند گندیده میشود، اما این آب با وجود این که در ورودی آن بسته شده مانند گلاب میماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.
معجزاتی از حضرت ابوالفضل (ع)
کلیددار و خادم اقدم مرقد مبارک حضرت ابوالفضل العباس(ع) می گوید: در یک شب جمعه و در حدود ساعت ۱۲ نیمه شب بود که یک مرد عرب با پسر بچهای ۷ ساله از سر تا پا لمس در بغل وارد حرم شد و به فاصله ۳ متری از ضریح مبارک ایستاد.مرد عرب آرام شروع به صحبت کرد به طوری که ما که چند متر آن طرفتر بودیم، صدای وی را نمیشنیدیم اما به ناگاه فریاد مرد بلند شد و نعره کنان، گفت: ای ابوالفضل(ع)من از تو اولاد سالم خواستم، این اولاد مریض است و باعث اذیت و آزار من شده است و یک دفعه کودک را به سمت ضریح مطهر پرت کرد، به طوری که مردمی که در ایوان حرم ایستاده بودند از صدای برخورد سر پسربچه با ضریح به داخل حرم هجوم آوردند و آن مرد عرب آن کودک را در حرم رها کرد وفریاد زد من این فرزند را نمیخواهم و از حرم خارج شد.خیلی گریه کردم و از حضرت ابوالفضل العباس(ع)خواستم که دل این پدر را روشن کند که به ناگاه دیدم انگشتان پای بچه حرکت میکنند.دوستانم راخبر کردم که نکند شاید من اشتباه دیدهام، که آنها هم حرکت انگشتان پسربچه ۷ ساله را تائید کردند.سر پسربچه را بر روی پای خود گذاشتم و در این لحظه پسربچه چشمهای خود را باز کرد و سراغ پدر و مادر خود را گرفت.از پسربچه خواستم که این بار دستان خود را تکان دهد که پسربچه این کار را انجام داد.عبایم را بر دوشش انداختم و پسربچه را سرپا نگه داشتم و به دور ضریح مطهر طواف دادم.بعد از آن بچه را بر روی دامان خود نشاندم و از طریق بلندگو و طوری که مردم صدای ما را میشنیدند، از پسربچه ۷ ساله پرسیدم: حسین(پسربچه شفا یافته)، زمانی که پدرت تو را پرت کرد، چه شد؟حسین گفت: پدرم مرا پرت نکرد، از ضریح مطهر دو دست قرمز بیرون آمد، دو دست خونی که به هر نقطه از بدن من دست میکشید، آن نقطه از بدنم خوب میشد."
گریه یک جاهل
فاطمه دختر امام حسین نقل می کند: وقتی عصر عاشورا به خیام یورش آوردند تا خیام را غارت کنند یکی از لشگریان به سمت من آمد من فرار کردم اما زمین خوردم آن شخص به من رسید و در حالی که گریه میکرد از پای من خلخالم را باز می نمود به او گفتم چرا گریه می کنی گفت: زیرا شما دختران پیامبرید. گفتم: اگر میدانی ما که هستیم و به حقانیت ما واقفی پس چرا اینگونه برخورد می کنی؟ آن ملعون می گوید آخر اگر من این کار را نکنم شخص دیگری این کار را خواهد کرد!
روضه خوانی آیت الله مرعشی برای جوان مست
آقازاده آیت الله مرعشی نجفی می گوید:یک شب آیت الله مرعشی نجفی به مراسم عقد یکی از آشنایان دعوت میشود ، مهمانی طول میکشد، موقع برگشتن در تاریکی با یک جوان مست عربده کش مواجه میشوند. جوان با تحکم میگوید: شیخ از کجا میآیی؟ ایشان هم جریان را توضح میدهند؛ جوان مست میگوید: شیخ برایم روضه بخوان! آقا بهانه میآورند که اینجا منبر و چراغ و روشنایی نیست که روضه بخوانم. جوان روی زمین افتاده و میگوید: خوب این هم صندلی بنشین روی گرده من. پدرم میگفت؛ نشستم روی گرده این جوان مست، تا گفتم یا اباعبدالله، شروع کرد به گریه کردن به حدی که شانههایش تکان میخورد و مرا هم تکان میداد، چنان که من از گریه او متاثر شدم، فکر کردم اگر این طور پیش برود او غش میکند، روضه را خلاصه کردم. گفت« شیخ چرا کم روضه خواندی؟ گفتم که خوب سردم شده ... وقتی خواستم خداحافظی کنم گفت که من باید تا در خانه شما را همراهی کنم تا یکی مثل من مزاحم شما نشود.ابوی میفرمود: دو سه هفته از این قضیه گذشته بود در مسجد بالاسر در محراب نشسته بودم دیدم جوانی آمد و افتاد دست و پای من، به حضرت معصومه(س) قسمم داد که او را ببخشم، بعد که خودش را معرفی کرد متوجه شدم که همان جوان مست بوده است. از آن شب به بعد به کلی دگرگون شده و توبه کرده بود و به نماز جماعت میآمد.این جوان تا آخر عمر در صف اول نماز جماعت ایشان شرکت میکردند و محاسن بلندی داشت و عرقچین و عبا میپوشید و اهل تهجد شده بود، وقتی هم که فوت کرد تشییع و مراسم ختمش بسیار شلوغ بود.
عواملی که فشار قبر را کاهش می دهد
امام باقر(ع) میفرماید: کسی که رکوعش را تمام و کمال به جا آورد، وحشت قبر او را نمیگیرد.امام صادق(ع) میفرماید: کسی که چهار حج به جا آورد، هیچ گاه او را فشار قبر نمیگیرد.در روایت است که یکی از پاداشهایی که خداوند به زایر قبر امام حسین(ع) میدهد آن است که از عذاب و فشار قبر او را نجات میدهد. امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که در روز جمعه بمیرد خدای تعالی رهایی از فشار قبر برای او مقرر میکند. امام علی (ع) فرمود: کسی که در هر جمعه سوره نساء را بخواند از فشار قبر در امان خواهد بود. رسول خدا(ص) فرمود: هرکس موقع خواب سوره تکاثر را بخواند ازفشار قبر نگه داشته میشود و خداوند او را از شر نکیر و منکر کفایت میکند. پیامبر(ص)فرمود:صدقه آفات دنیا و فشار قبر وعزاب روز قیامت را دفع میکند.
نخستین قانون ضدپارتی بازی در ایران!!
درتاریخ17/6/1312 نخستین قانون ضدپارتی بازی در ایران تصویب شد.در این روز ماده ۲۳۸ مکرر با یک تبصره و دو بند بر قوانین کیفری ایران افزوده شد. در آن زمان انتصاب اداری محدود بود. طبق این قانون «هرکس که از نفوذ خود و دیگران در ادارهها و سازمانهای دولتی سوء استفاده کند به مجازات حبس تادیبی از ۶ماه تا ۲سال و جریمه نقدی ۱۰۰تا۱۰۰۰ تومان محکوم خواهد شد.» البته این قانون هیچگاه ضمانت اجرایی نیافت و انتصابات هم چنان با توصیه انجام میگرفت!
وجدان کاری و خراش روی بینی یک مجسمه!!
یکی از مسئولان پروژه ایجاد یک مرکز فرهنگی، از این مرکز در حال ساخت بازدید کرد. او دید که یک مجسمه ساز، در حال ساخت یک مجسمه است و متوجه شد که یک مجسمه ساخته شده مشابه نیز آنجاست. با تعجب از مجسمه ساز پرسید: «از این مجسمه دو تا نیاز داری؟» مجسمه ساز بدون نگاه کردن گفت: «نه. فقط یکی می خواهیم، اما اولی در آخرین مرحله آسیب دید.» مقام مسئول، مجسمه ساخته شده را بررسی کرد و هیچ اشکالی پیدا نکرد و از مجسمه ساز پرسید: «آسیب کجاست؟» مجسمه ساز در حالی که مشغول کارش بود گفت: «یک خراش روی بینی مجسمه است.» مقام مسئول پرسید: «این مجسمه را کجا می خواهید نصب کنید؟» مجسمه ساز گفت: «روی یک ستون به ارتفاع شش متر.» مقام مسئول پرسید: «اگر در این ارتفاع نصب می شود چه کسی خواهد دانست که یک خراش روی بینی مجسمه است؟» مجسمه ساز کارش را قطع کرد، به مقام مسئول نگاه کرد، لبخند زد و گفت: «من که می دانم.»
با جعفری سموم را از بدن خود دفع کنید
گیاه جعفری به اسپاسمهای زنان پس از تولد نوزاد کمک میکند همچنین برای رفع عفونتهای ادراری و ناراحتیهای معده مفید است.متخصصین معتقدند؛ ادرارآوری یکی از خواص جعفری است و به همین دلیل مصرف آن سموم را از بدن خارج میکند.گیاه جعفری دارای خواص بسیار زیادی است که برای درمان بسیاری از بیماریها مفید است. خاصیت ادرارآوری یکی از خواص جعفری است و مصرف جعفری سموم را از بدن خارج میکند همچنین جعفری ضد نفخ، ضد اسپاسم و ضد ناراحتیهای گوارشی است. جعفری برای رفع کمخونی، نفخ معده و یبوست مفید است همچنین تخم جعفری سمی است و در دوران بارداری زنان از مصرف جعفری زیاد باید پرهیز کنند.
معاویه و جملی که ناقه شد!
مشهور است که معاویه با حربه تبلیغات و اسلحه کار خود را پیش میبرد.نوشته اند که؛معاویه روز چهارشنبه نماز جمعه خواند و گفت«چون داریم به جنگ می رویم و فرصت نداریم، پس نماز جمعه را روز چهارشنبه می خوانیم ! بقیه هم بدون تفکر اطاعت کردند»او با استفاده از حربه های تبلیغی نوعی عملیات روانی هدایت می کرد.نتیجه این عملیات بروز جهل مرکب در میان هالی شام و هواداران اموی بود. وقتی علی(ع) در محراب ضربت خورد، آن را منتشر کردند. حضرت خلیفه مسلمین بود، در این که شبهه ای نیست، آن موقع همه میگفتند: مگر علی نماز می خواند که در محراب شهید شد؟!!» مسعودی در مروج الذهب نقل می کند که بعد از جنگ صفین در بیابان نزدیک شام یک عراقی سوار شتری بود و داشت می رفت، چون در صفین عراق و شامی ها با هم روبه رو شده بودند، یک شامی جلو رفت و شتر او را گرفت و گفت این ناقه، ناقه من است که آن را در صفین به غارت بردند و حالا به دست تو افتاده است. فرد عراقی هر چه گفت که آقا این شتر مال من است، شامی گفت: نه خیر! ناقه، ناقه من است.کار به شهر شام کشیده شد. خدمت خلیفه معاویه رفتند، این شامی پنجاه شاهد آورد. سبک اینها چه بود! اینها آمدند و شهادت دادند که این ناقه، ناقه آن فرد است. معاویه هم بر طبق شهادت اینها حکم کرد و گفت که ناقه را بردار و برو! این عراقی رو به معاویه کرد و گفت: این شتر نر است، اسم این جمل است نه ناقه. معاویه گفت: من حکم را دادهام، دیگر اعتراض وارد نیست.وقتی مجلس خلوت شد، معاویه به او گفت: جلو بیا! شترت چه قدر قیمت داشت؟ گفت: فلان مقدار میارزید. معاویه بیش از آن، به او داد و راضی اش کرد. بعد گفت: می خواهم پیغامی به تو دهم! وقتی به کوفه رفتی از قول من به علی بگو: معاویه گفت صد هزار مرد شمشیر زن در شام دارم که اگر به آنها بگوید: «جمل، ناقه است»، همه می گویند: بله؛ ناقه است! یعنی اگر بگوید: نر، ماده است، همه می گویند: ماده است.
ورزش گروهی موثر تر از ورزش فردی!
محققان دانشگاه پرینستون اعلام کردند ؛ ورزش کردن به صورت گروهی بیش از انفرادی تاثیر مثبت می گذارد و نتایج بهتری بر روی سلامت مغز دارد. به گفته این محققان، بیشتر مردم در برنامه ریزی برای ورزش کردن به طور منظم اگر به تنهایی بخواهند این کار را انجام دهند اغلب با مشکل مواجه می شوند و به سختی طبق برنامه عمل می کنند اما بازده آنها به هنگام ورزش کردن به همراه دوستانشان به مراتب بهتر است. این محققان تاثیرات دویدن را در تولید نورون های جدید سلول های عصبی - در مغز موش های بالغ که به صورت گروهی یا انفرادی نگهداری می شدند، مورد مطالعه قرار دادند. نتایج بررسی ها نشان داد که فرایند تولید نورون (نورو جنسیس) در صورت دویدن در شرایط گروهی تشدید می شود.
حکایت مهدکودک در ایران و ژاپن!
در مهد کودک های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته ، بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.در مهد کودک های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر. با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هر کی باید به فکر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن!!
با مصرف کمتر قند جوان بمانید
محققان می گویند : افرادی که قند خونشان بالاست بیش از آنهایی که قندخون پایین دارند ، مسن به نظر می رسند.قند خون که در نتیجه رژیم غذایی ناسالم و یا ورزش نکردن بالا می رود، در حال حاضر به عنوان عامل بیماری زا شناخته می شود . هر میلی مول در لیتر افزایش قند خون که در افراد سالم بین پنج و شش میلی مول در لیتر است، پنج ماه به سن صورت فرد اضافه می کند.احتمالاً روند پیر شدن به دلیل ایجاد قند که به کلاژن (پروتئین سازنده پوست) می چسبد صورت می گیرد و جدا کردن این قند برای بدن بسیار دشوار است.هرچه بدن افراد گلوکز بیشتری داشته باشد آنها پیرتر به نظر می رسند به طوری که افراد مبتلا به دیابت مسن تر دیده می شوند.
سایتهای جعلی را چطور تشخیص دهیم؟
،در چند سال اخیر شاهد تبلیغات زیادی در فضای مجازی هستیم. متاسفانه بعضی مجرمین با استفاده از فضای سایت هایی که محل ارائه تبلیغات رایگان هستند اقدام به تبلیغ انواع کالاها نمونده و پس از فریب افراد و واریز نمودن وجوه توسط مشتری از ارسال کالا خودداری مینمایند و یا در مواردی افراد مورد سرقت رایانهای و دسترسی غیر مجاز به اطلاعات قرار میگیرند. هنگام خرید آنلاین از معتبر بودن سایت موجود مطمئن شده و این احتمال را که ممکن است صفحاتی که ناخواسته در برابر شما باز میشوند تقلبی باشند و قصد کلاهبرداری داشته باشند را داشته باشید و نیز توجه کنید در هنگام پرداخت وجوه آدرس صفحه درگاه بانک الکترونیک متعلق به همان بانکی باشد که آرم و لوگوی آن را در صفحه مشاهده میکنید و این نکته که در نوار آدرس کنار آدرس اینترنتی صفحه پرداخت بانک، نماد یک قفل یا عبارت //:https درج شده باشد، در غیر این صورت قطعاً صفحه جعلی است و قصد کلاهبرداری دارد.دسترسی به اطلاعات شخصی افراد ،فراهم آمدن زمینه ارتکاب سایر جرایم نظیر برداشت غیر مجاز از حساب بانکی، هتک حیثیت و نشر اکاذیب و ..،تهدیداتی است که این نوع جرم برای ما در پی دارد.رعایت موارد امنیتی در سیستمهای خانگی و سازمان و ادارات دولتی،تغییر دورهای گذر واژه سیستمها به منظور جلوگری از سوءاستفاده مجرمان، عدم بازنمودن ایمیلهای ناشناس به منظور جلوگیری از نصب برنامههای جاسوسی و بدافزارها و در آخر در صورت برخورد با این نوع مشکلات به پلیس فتا مراجعه کنید
آیا مغز انسان جنسیت دارد؟
کاترین ویدال، نوروبیولوژیستِ انستیتو پاستور است دیدگاه های جالبی در باره صحت و سقم تفاوت مغز زنها و مردها دارد.او توانایی همزمان دو نیمکره مغز زنان را غلط می داند و می گوید:« این باور از مطالعه مختصری ناشی میشود که در سال 1982 تنها روی 20 مغز انجام گرفته است. دانشمندان در مغز زنان جسم پینهدار ضخیمی را ملاحظه کرده بودند که اجازه ارتباط دو نیمکره را فراهم میساخت. اما همان موقع نیز فنون تصویربرداری پیشرفته از مغز، این ادعا را رد کرد. تا اینکه در سال 1997 مطالعهای روی دوهزار نفر انجام گرفت و امآرآی مغزشان هیچ تفاوت بارزی بین مغز زن و مرد نشان نداد.»او با این باور که ؛ مردها فضاهای دو یا سه بعدی را بهتر درک میکنند و تابلوهای نصب شده در جادهها را بیشتر میفهمند ،مخالف است و معتقد است:« نظر کاترین ویدال: چنین باوری نمیتواند صحیح باشد. زمانی که این پژوهش انجام گرفت تفاوت پردازش اطلاعات در مغز از دوره نوجوانی به بعد ارزیابی شد اما واقعیت این است که اگر افراد مورد مطالعه به مدت یک هفته تعلیم داده میشدند امتیاز مردان و زنان برابر میشد. بنابراین تفاوت در توانایی مکانیابی به آموزشهای متفاوت بستگی دارد.» او با این اعتقاد که ؛ دختربچهها زودتر زبان باز میکنند، در یادگیری گرامر و خواندن قویترند. زنها دایره لغات گستردهتر و دقیقتری دارند و... نیز مخالف است و تاکید دارد که:« بررسیهایی که در سال 2004 با امآرآی صورت گرفت هیچگاه چنین تئوری را تایید نمیکند. علاوه بر این هیچ تحقیق علمی تاثیر مستقیم هورمونها بر توانمندیهای ذهنی را به اثبات نرسانده است. برخلاف حیوانات، مغز انسان صرفا تحتتاثیر هورمونها نیست و این رشد قشر مغز است که انسان را قادر میسازد تا انتخابهای عاقلانهای داشته باشد و بر غریزههایش مسلط شود.»این خانم دانشمند مُصر است مردها هوش ریاضی بالایی ندارد.از دید او:« مسلماً این دیدگاه مضحک است و ارتباطی با واقعیت ندارد. دختران و پسران پتانسیل یکسانی در کسب علم دارند و گواه آن نمرات و نتایجی است که دختران دیپلمه در مدارس ژاپن، فنلاند و فرانسه کسب کردند که در مقایسه با پسران همین مقطع نمرات بهتر و بالاتری بود.!»او با ایده منظم بودن زنان هم مخالف است و می گوید:« این داستانهای ساختگی ربطی به تفاوت مادرزادی سلولهای مغزی ندارد. اگر نظم و ترتیب مفهوم یکسانی برای زن و مرد ندارد تنها به دلیل اصول تربیتی و آموزشی است.»!
راز عدم تفاهم عروس و مادر شوهر چیست؟
تصوری که از مادرشوهر یا مادر زن در ایران وجود دارد موجودی غالب است که طرف مقابلش، یعنی داماد و بیشتر عروس را مغلوب و مطیع خود می خواهد و از این جا در ارتباطات بین عروس یا داماد و مادرشوهر یا مادرزن شکلی از روابط پیش می آید که سرانجام به اختلافات بین زن و شوهر می انجامد دعوا و اختلاف هم از این جا شروع می شود که عروس و داماد کلام یا رفتار (گفته ها و اعمال) مادرزن یا مادرشوهر را نوعی دخالت در زندگی خود می دانند و رفتار آنها را اهانت به خود تلقی می کنند از طرف دیگر، مادرزن یا مادرشوهر هم انتظار دارند که عضو تازه خانواده احترام آنها را نگه دارد و جایگاهی خاص برایشان در نظر بگیرد. به نظر روان شناس ها، پسر برای مادر ثمره تلاش ها و درگیری عاطفی اوست. وقتی می بیند که پسرش به سمت زن دیگری رفته، با خود می اندیشد که مبادا تأثیرش را بر فرزندش از دست داده باشد. او وجوه این تأثیر را در اطاعت قبلی فرزند از خود، در مراقبتی که فرزند از او می کرد و در احترامی که به وی می گذاشت می بیند و چون احساس می کند که پسرش دیگر به حد سابق از وی اطاعت نمی کند و برایش احترام قائل نیست یا به اندازه کافی از او حمایت و مراقبت نمی کند احساس می کند که فرزندش دیگر از وی تأثیر نمی پذیرد. از سویی، زن دیگر که در این جا عروس است هم نمی تواند بپذیرد که شوهرش احساس امنیتی را که انتظار دارد از او دریغ کند و انتظار دارد شوهر صددرصد عشق و محبتش را صرف او کند. از این جاست که تعارض مادرشوهر و عروس بروز می کند. بررسی ها نشان می دهد که حتی اگر عروسی احترام بالایی برای مادرشوهرش قائل باشد و بین آنها کمترین حد تعارض و اختلاف وجود داشته باشد، باز هم از نظر روان شناختی نوعی گسست بین آنها وجود خواهد داشت.
نکاتی درباره IQU
نزدیک به 100 سال است که آدمیزاد هوش همنوعان خودش را میسنجد. البته بیش از آن دغدغه سنجیدن هوش انسان وجود داشت. افلاطون در کتابهایش آدمها را به سه دسته طلا، نقره و آهن تقسیم کردهاست. چینیها 22 سال قبل از میلاد مسیح از کارمندهای وقتشان آزمونهایی شفاهی برای ترفیع یا توبیخ میگرفتند. سنجیدن هوش آدمیزاد همین طور غیررسمی ادامه یافت تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم یک زیستشناس انگلیسی به نام «گالتون» بالاخره یک تعریف دمدستی از هوش ارائه داد. او میگفت هرکسی که بتواند «تمیز حسی» بیشتری بدهد باهوشتر است. منظورش از تمیز حسی هم این تشخیص تفاوت دو محرک حسی مثلا دو صدا با شدت مختلف، یا دو وزنه با وزن متفاوت بود. برای سنجش اینها هم واقعا وسیله درست کرد. پنج سال به شروع قرن بیستم مانده بود که آلفرد بینه در یک مقاله حسابی گفت: «بابا کی گفته هوش را میشود با سوت و وزنه سنجید؟ اینها فوق فوقش تواناییهای حسی آدمیزاد را میسنجند. اما هوش که دیگر اسمش رویش است. هوش تواناییهای عالی ذهن آدمیزاد است؛ چیزهایی مثل استدلال، توجه، تخیل، ادراک و البته حافظه!» واژه IQ را اولین بار یک روانشناس آلمانی به نام ویلیام اشترن در سال 1912 به عنوان مخفف واژه آلمانی Intelligenze-Quotient (بهره هوشی) به کار برد. کسی که IQ را حسابی بین مردم جا انداخت یک استاد دانشگاه استنفورد به نام لوئیس ترمن بود.




نظر شما